ساحل چشم من از شوق به دریا زده استچشم بسته به سرش،موج تماشا زده استجمعه را سرمه کشیدیم ،مگر برگردیبا همان سیصد و فرسنگ نفر برگردی زندگی نیست ،ممات است تو را کم دارددیدنت ارزش آواره شدن هم دارداز دل تنگ من ،آیا خبری هم داری؟آشنا،پشت سرت مختصری هم داری؟ منتی بر سر ما هم بگذاری ، بد نیستآه ،کم چشم به راهم بگذاری ،بد نیستنکند منتظر مردن مایی ،آقا؟منتظرهات بمیرند،میایی آقا؟به نظر میرسد این فاصله ها کم شدنی ستغیر ممکن تر از این خواسته ها هم شدنی ستدارد از جاده صدای جرسی می آیدمژده ای دل که مسیحا نفسی می آیدمنجی ما به خداوند قسم آمدنی ستیوسف گم شده، ای اهل حرم! آمدنی ست***صابر خراسانی***
برچسب:
نویسنده: کامران حسینیان
مژده گل: داستان هایی از زندگی امام سجاد (علیه السلام)معرفی کتاب:مجموعه کتاب داستانی «مژده گل» در بردارنده داستانهای کوتاهی از چهارده معصوم (علیهم السلام) برای گروه سنی کودک و نوجوان است که به قلم محمود پور وهاب و مجید ملا محمدی به تازگی به چاپ رسیده است.این کتاب کودکان و نوجوانان را با زندگی امام سجاد (علیه السلام) در غالب داستان آشنا می سازد.برشی از کتاب:کنار کوچه، زیر یک درخت، بساطش را پهن کرد. النگوها را در یک ردیف کنار هم چید و شانه ها را در یک ردیف دیگر. زنگوله های بزرگ و کوچک را در ردیف پایینتر قرار داد. چند تسبیح و گردنبندِ رنگی را روی شاخه های پایین درخت آویزان کرد. روی یک جعبه، انگشترها را چید و روی جعبه ی دیگر خرمُهره های سبز و فیروز های را. روی انگشترها، النگوها و خرمُهره ها دستمال کشید. وقتی کارش تمام شد، روی چهار پایه کنار بساطش نشست. پیرمرد هر روز کارش همین بود. بعد یک تکه نانِ شیرین از بقچه اش بیرون کشید و شروع کرد به خوردن.گنجشک ها روی درخت، انگار تازه از خواب بیدار شده بودند و با هم جیک جیک می کردند! پیرمرد جیک جیکشان را خیلی دوست داشت. نگاهی به گنجشکهای روی درخت کرد و مثل هر روز با صدای بلند گفت: «سلام دوستان کوچولوی من! » در همین موقع، نگاهش به ته کوچه افتاد. یک نفر داشت به سویش می آمد. شناختش، او امام سجّاد (علیه السلام) بود. امام هر روز صبح زود، از آ نجا می گذشت و با مهربانی حالش را می پرسید. چند دفعه خواسته بود به او بگوید: «تو دیگر چرا صبحِ به این زودی از خانه بیرون می آیی؟ من یک کاسب فقیر هستم؛ اما تو… » ولی خجالت می کشید.
برچسب:
نویسنده: کامران حسینیان
معرفی کتابعنوان: بدرقه جاننویسنده: واحد پژوهش انتشارات مسجد مقدس جمکرانبدرقه جان به واکاوی ولادت تا فضایل و کرامات حضرت علی اکبر(علیه السلام) در قالبی ساده و شیوا می پردازد.مباحثی مانند ولادت حضرت علی اکبر(علیه السلام)، کنیه های و القاب حضرت(علیه السلام)، دیدگاه های مورخان درباره مادر حضرت علی اکبر (لیلا)، پسر امام حسین(علیه السلام) در جریان واقعه کربلا و همچنین شباهت های حضرت علی اکبر(علیه السلام) به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در این اثر بررسی شده اند.یکی از مباحث مهم این کتاب درباره واقعه روز عاشورا است، همچنین فصاحت و بلاغت حضرت علی اکبر(علیه السلام) در روز عاشورا در این کتاب بررسی و تشریح شده است.در مقدمه این اثر می خوانیم:«یکی از قهرمانان کربلا، فرزند رشید امام حسین(علیه السلام)، حضرت علی اکبر(علیه السلام) است. او که در خَلق و خُلق و منطق به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می ماند.رازدار لحظه های خلوت پدر، با نگاهی که مهر محمدی(صلی الله علیه و آله) را به یاد می آورد، و با قامتی به بلندای اندیشه علوی(علیه السلام). در این اثر کوشیده شده، تا با این قهرمان دلیر آشنا شوید.»
برچسب:
نویسنده: کامران حسینیان
امام علي عليه السلام :أرسَلَهُ عَلي حِينِ فَترَةٍ مِنَ الرُّسُلِ و طُولِ هَجعَةٍ مِنَ الاُمَمِ و اعتِزامٍ مِنَ الفِتَنِ وَانتِشارٍ مِنَ الاُمُورِ و تَلَظٍّ مِنَ الحُرُوبِ و الدُّنيا كاسِفَةُ النُّورِ ، ظاهِرَةُ الغُرورِ عَلي حِينِ اصفِرارٍ مِن وَرَقِها و إياسٍ مِن ثَمَرِهاخداوند او را در زماني فرستاد كه روزگاري بود پيامبري برانگيخته نشده بود ، و مردم در خوابي طولاني به سر ميبردند ، و فتنه ها بالا گرفته و كارها پريشان شده بود ، و آتش جنگها شعله ميكشيد ، و دنيا بي فروغ و پر از مكر و فريب گشته ، برگهاي درخت زندگي به زردي گراييده و از به بار نشستن آن قطع اميد شده بودنهج البلاغه ، خطبه ۸۹ .
برچسب:
نویسنده: کامران حسینیان